پیوند به خانه اصلی

 

1 ـ نوشته های علیرضا عطاران «آرام» [ وب نوشت ها ]  [ داستان کوتاه ] نقد و بررسی ادبیات ]  ] تاریخ ـ اساطیر ] [ ادیان ـ ایدئولوژی ـ عرفان ] [جنبش های اجتماعی]

 

                                         

2 ـ پایگاه مهرهرمز [در باره داستان و نقد و بررسی ادبیات] | 3 ـ  پایگاه صادق چوبک [ گردآوری و تنظیم آثار] | 4  ـ پایگاه هیومه | 5 ـ پایگاه نویسندگان معاصر|

 

 

 

 

 

«قرار براین شد که داستان نویسان معاصر یک تعریف از داستان برای من بفرستند تا مجموع این نظرها و تعریف‌ها برای نسل دیگر به مثابه‌ی یک ماخذ و یا بانک و یا مرجع به یادگار بماند.»

                                                                 عباس معروفی

 

 

 

 

 

 



 

 

چشم‌انداز داستان

 

 

 

 

این سو و آن سوی متن

 

 

برخی از نویسندگان هر کشوری، حاصل تجربیات دانش خود را ثبت می‌کنند تا کار نسل بعدی را آسان‌تر کنند، و سطح معماری این نوع ادبی را ارتقا بخشند.
گفتم برخی، به این خاطر که بسیاری از نویسندگان به این کار اعتقادی ندارند، و داستان خودشان را می‌نویسند و ماست خودشان را می‌خورند. و این کار برتری و مزیتی برای کسی به‌وجود نمی‌آورد. نویسنده‌ای که به داستان خودش فکر می‌کند؛ حق تمام دارد که تجربه و نیرو و زمانش را صرف داستان خودش کند. و نویسنده‌ای که تجربه‌اش را در اختیار دیگران می‌گذارد نیز حق دارد که بخشی از وقت و دانش و اعصاب خود را برای نسلی دیگر صرف کند. و هیچ‌کدام بر دیگری تفوق و مزیتی ندارند و در نهایت تنها یک اثر داستانی درخشان است که برای جامعه‌ی بشری به یادگار می‌ماند.
من اما همیشه فکر کرده‌ام اگر برای یاد گرفتن صنایع و بدایع نوشتن رنج بسیار برده‌ام، چرا یافته‌هام را به دیگران هدیه نکنم. حدود هفتاد گفتار آموزشی داستان تا کنون تهیه کرده‌ام و در اختیار خوانندگانم گذاشته‌ام. و در این راه به ذهنم رسید که تعریف داستان را از نویسندگان معاصر هم بگیرم. کنار هم خواندن این تعریف‌ها، خود برای داستان‌نویسان جوان مطمئناً نقش گنجی را ایفا خواهد کرد. و نیز به یک باور دیگر خود دست خواهم یافت؛ من بر این باورم که همه چیز باید از نو تعریف شود. مثلاً پرچم، وطن، زبان، تبعید، تقدس، عشق، داستان، خدا، آزادی، عدالت، اجتماع، خانواده، زندگی و بقیه‌ی چیزهای مهم.

....

 

علی آرام (علی‌رضا عطاران)، نویسنده‌ی مجموعه داستان "شکار پروانه‌ها" نوشته است: «داستان چیست؟ پرسشی که همیشه برای بسیاری مطرح بوده و مطرح است. اما من قصد ندارم به تعاریف رایج و مدون بپردازم.

چیزی که بیش‌تر برای من اهمیت دارد پرسش‌های اساسی دیگری است. ضمن اینکه چه بسا پاسخ آن منجر به یافتن تعریف داستان شود.

نوشتن درباره‌ی چیست و برای کیست؟‌ البته داستان بیش از هر چیز درباره‌ی انسان و از او می‌نویسد. درباره‌ی جایگاه، موقعیت و از همه مهم‌تر تنهایی او. ضمن اینکه نوشتن برای نویسنده می‌تواند گریز باشد و جستجو. گریز از دنیایی که با او سر ناسازگاری دارد. برای همین احساس بیگانگی می‌کند و گاه پوچی. و جستجو باشد در دنیای داستانی که بتواند لااقل دمی کوتاه احساس آرامش کند. ضمن اینکه نباید فراموش کرد هنگامی این جستجو مهم شمرده می‌شود که احساس شود این تنهایی او، همیشه یا لااقل در بیش‌تر موارد به سست شدن یا گسیخته شدن پیوند فرد با خودش همراه بوده است.

اینجاست که نویسنده باید با این واقعیت تلخ روبرو شود و به‌جای اندوه و نا امیدی بکوشد با جهان داستان این رشته را مستحکم کند. موضوعی را نیز نباید از نظر دور بداریم؛ انسان تنها موجودی است که می‌داند تنهاست، و باز تنها موجودی است که دیگری را می‌جوید.

پس ادبیات، گریز و جستجو است. آن‌هم جستجویی مدام. میدان عمل آن‌هم همیشه دنیای انسانی شخصیت‌هاست، و مواد اولیه‌ی آن خلق، تجسم، انعکاس و حتا تحلیل رفتار و کنش او. آن‌هم برای درک و شناخت موقعیت انسان در جهان. بنابراین مسئله، انسان و بالطبع، نگاه انسانی، مسئله‌ی اساسی داستان است و شاید اساسی‌ترین مسئله‌ی آن.»

....

تا برنامه‌ای دیگر، خدا نگهدار

 

 

 

بازگشت به  فهرست مطالب

 

 

 

                               

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد  است