 |
سخنرانی محمد مختاری
موقعیت
اضطراب
یک سال
پیش که این ضایعه ی دردناک ر خ داد، گروهی از اهل قلم که
در آن ایام هنوز می توانستیم جلسه ای داشته باشیم، بر آن
شدیم که مراسم یادبودی برگزار کنیم، و تحلیل «واقعه» را
از منظر اهل فرهنگ ارائه

|
 |
سخنرانی رضا براهنی
برايِ ما
دوستداران و دوستانِ آن نادرهي دوران، غزاله
عليزاده، كه بر سرِ تربتاش، برايِ اين وداع آخر، در
اين روزِ زيبايِ ارديبهشتي گردآمدهايم، هيچ ماتمي
فراتر از اين نيست كه بر سر اين تربت گرد آمده باشيم.
اي

|
|

|
از لابلای خاطرهها «یاد
غزالهی علیزاده»
منصوره
اشرافی
اردیبهشت ماه یادآور خاطره وی است ، او که زیستن خود را
آنگونه که میخواست رقم زد بر شاخه درختی که تازه برگهای
سبز را به بیداری خوانده بود در جنگلهای شمال. غزاله تا
ناکجا آ باد قصد سفر کرده بود و
چه

|
|

|
غزالهی علیزاده
به روايت زهرا طهماسبی [مهتاب]
«غزاله علیزاده در بهمن ماه 1325 درمشهد چشم به
هستی گشود و برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در رشتهی
علوم سیاسی لیسانس گرفت و در پاریس – دانشگاه سوربن– در
رشتههای فلسفه و

|
|

|
یاد غزالهی علیزاده
به روايت ديگران
«بیگمان
غزاله
علیزاده از این تک صداهای دلگرم
کننده - هم
آنجا
و هم اینجا
ـ
باز هم
شنیده بود.
یکی دو نقدی هم بر کارش نوشته شده بود،
اما همین! در این سفر به پاریس به دعوت یداله رویائی در
جلسهای

|
|

|
در باره
داستان
"جزیره" و
رمان "شب های تهران"
منصوره
اشرافی
داستان
"جزیره" غزاله علیزاده، روایت سفر یک روزهی زن و مردی
به جزیره آشوراده است. این داستان در واقع به نوعی
ادامه و نیز پایانی(شاید موقتی) بر رمان شبهای تهران
اوست . در جزیره شخصیتهای اصلی داستان

|
|

|
غزالهی علیزاده و پایانی
خوش؟!
نوشین
شاهرخی
حیدری که
خود را روشنفکری میداند که باید مردم را آگاه کند، عاشق
کتاب است. بویژه کتابهای روسی و آرزویش زندگی در آن
سرزمین است و به نظرش نسترن شبیه خانمهای روسی است و یا
به قول بهزاد، وی در نسترن
|
|

|
«نوستالژی» در آثار غزالهی
علیزاده
حسن
میرعابدینی
داستانهای
«غزاله علیزاده»
از احساسی مذهبی مایه میگیرند.
بیماری، رویای فرار، دلتنگیهای
تسکینناپذیر
و جستجویی اشراقی، درونمایهی
داستانهای
اولیهی
او را تشکیل میدهند.
این داستانها

|
|

|
نقد و بررسی رمان «دومنظره»
حسن
میرعابدینی
غزاله علیزاده رمان کوتاه «دو
منظره» را در اسفند 1358 مینویسد
و از دیدگاهی عرفانی به تجلیل از نیروی تغییر دهندهی
انقلاب میپردازد.علیزاده
در این رمان روانشناسانه
نشان میدهد
که حتی آرامترین
و

|
|

|
مروری به رمان
«خانه ادریسی ها »
خانه ادریسیها شامل دو جلد است. این رمان در بردارنده
تمام احساسات حاکم بر یک زندگی عادی مانند:
عشق، نیروی نبرد، عدالتخواهی، قدرت خواهی ، نفرت
و ظلم ها و فساد در نهضت به قدرت رسیده
است

|
|

|
محاكات يك نويسنده نامتعارف
به روایت:
هلیا آبادی
زندگي نويسندگان ايراني براي
مستندسازان مي تواند جذابيت هاي پيدا و پنهاني داشته
باشد، اما اينكه چقدر از اين جذابيت ها مي تواند از
فيلترهاي نگاه فيلمساز از يك سو و فيلترهاي ديگري كه بين
نگاه

|
|

|
غزاله
ناهید
توسلی
سخت بود. سخت بود. موقعی که غزاله دستش را به میله کنار
نرده رودخانه گرفته بود، همه بدن من می لرزید. فواره
بلندی، به طول- این طور می گفتند- حدود صد متر در هوا در
فوران بود. منظره زیبای دریاچه، به
|
|

|
خانه ادریسی
ها
بخش سوم
رمان
خانم ادریسی ، درون راحتی مخمل، رو به باغ نشسته بود.
رومیزی سبزی را گلدوزی میکرد.
از زیر انگشتهایش،
گلهای
شش پر عنابی، پر طاووسی و زنبقی بیرون میآمد.
دوزندهای
ماهر بود.

|
|

|
جزیره
بهزاد پيش
از خواب ياد جزيره افتاد. صبح پس از ديدن نسترن گفت:
«بيا برويم آشوراده، ده سال پيش وقتي تو هم اينجا بودي،
من با دستهي – به قول خودت - «وحشيها» سري به جزيره
زدم. چه دوراني! يادش

|
|

|
آقای سلیم
یا کرامالکاتبین
خودت رحم کن. ملحفه را کنار میزند.
تمام پشتم سرخ است. سطح آن از دملهای
بزرگ فاسد پوشیده شده. با دهن باز مثل آتشفشان. خدیجه با
لگن آب یخ بالای سرم ایستاده است. باندها

|
|

|
اول بهار
جمعه بیستم فروردین احمد احیاء ده دقیقه به هشت از خواب
بیدار شد.
شبها
اغلب کابوس میدید،
سیگار میکشید،
زیر چشمها
طوق افتاده بود. دختر خالهی

|
|

|
THE HOUSE OF EDRISIS
Translated by: Rosa
Jamali
The turn-out of a turbulence in
a household is not all in a sudden, in the wooden
cracks , on the sheets , throughout the
hatchways and in the folds of curtains ; the
dust

|
|
ماهنامه
ادبی ـ فرهنگی مهرهرمز
سردبیر:
علیرضا عطاران [آرام]
همکاران:
جواد
حجتیان
محمد ـ ع
آیدا مرادی
آهنی
مریم
عطاران
|
|
استفاده از مطالب ماهنامه با ذکر منبع و
نام نویسنده آزاد است.
|