|
 |
|
یادداشت دبیر
ابتدا
بگویم در تهیه و آماده سازی «ماهنامه»
تغییراتی دادم، مهمترین تفاوتی که
با شماره های پيشين دارد، از نظر
کیفی و کمی ـ مطالب است که با گذتشه متفاوت است. برای همين با این
که لینک آن چند شماره گذشته را در
آرشیو
ماهنامه
نگه داشته ام،
اما از امسال [1388] ماهنامه را با شیوه جدید و شماره یک
آغاز کرده ام، که امیدوارم
بتوانم ادامه دهم. ضمن این که نخست مطالب «ماهنامه» در
دو بخش ـ ويژه و آزاد ـ تهیه شده بود که ترجیح دادم؛
مطالب آزاد را جدا کنم و در آرشیو
کتابخانه
سایت بگذارم.
|
 |
سال شمار و زندگینامه
از زبان
نویسنده
شهرنوش پارسى پور در ٢٨ بهمن ١٣٢٤
در تهران متولد مى شود. از ١٦ سالگى به نوشتن داستان و
مقاله ى کوتاه مى پردازد. چون مى خواست قصه نويس شود،
رشته ى ادبى برمى گزيند. در سال 1348 نخستين کتابش...
[ مطلب کامل ]
|
 |
فرار واقعیت، همواره
فرار از واقعیت
سیروس
علی نژاد
آثار «شهرنوش پارسی پور» به لحاظ
محتوايی نيز وسعت درخور توجهی دارد. در ميان آنها هم
رمان سياسی ديده می شود، هم رمان تاريخی و هم رمان
فلسفی. از مسايل زنان نيز غافل نمانده و علاوه بر آنکه
موضوع را در تمام آثارش دنبال می کند، مجموعه...
[ مطلب کامل ]
|
 |
از مروری بر آثار
نویسندگان
الهه
بقراط
شهرنوش پارسی پور در بهمن 1324 در
تهران به دنیا آمد. از نوجوانی داستان می نوشت. پیش از
انقلاب اسلامی، رمان «سگ و زمستان بلند» و دو مجموعه
داستان «آویزه های بلور» و «تجربه های آزاد» را به چاپ
رساند. اگرچه داستان های «زنان بدون مردان» و ...
[ مطلب کامل ]
|
 |
نمایش اندام های زنانه در
باغ خاطرات
شیرین
نشاط
زماني که زنان بدون مردان را
فيلمبرداري و مونتاژ مي کردم، دلم مي خواست يک خط
سينمايي داشته باشم، اما از طرف ديگر به نظرم مي رسيد
که بايد حالت معما گونه ماجرا را مثل کارهاي قبلي ام،
حفظ کنم. در پنج سال گذشته، همواره از خودم سووال کرده
ام که مرز سينما و ...
[ مطلب کامل ]
|
 |
گريزي به عرفان در
چهارراه حوادث
علیرضا
ذيحق
" زنان بدون مردان " داستانهاي
به هم پيوستهاي است كه با تكيه بر رازهاي روان و
پيچيدگيهاي جسمانيت زن، عناصري از وهم و سرگشتگي و توسل
به خرافات توسط زنان را در جامعهاي پر تلاطم نشان
ميدهد و در برهههاي گذر به وضعيتي كه...
[ مطلب کامل ]
|
 |
جنبش «زنان بدون مردان»
مهستی
شاهرخی
داستان کتاب «زنان بدون مردان »
بر اساس سرنوشت پنج زن تنها در سنین مختلف شکل می گیرد.
مهدخت و فائزه و مونس و زرین کلاه و خانم فرخ لقا
صدرالدیوان گلچهره. سه دختر اول، مهدخت و فائزه و مونس
هر سه باکره اند و چون دختر بیست و هشت ساله در...
[ مطلب کامل ]
|
 |
فردیت در داستان های
«شهرنوش پارسی پور»
عليرضا عطاران «آرام»
مهمترین ويژگی آثار «شهرنوش
پارسی» کنکاش و جستجوی فردیت زن ایرانی است. گرچه
نویسندگان دیگر زن ـ به ويژه پس از انقلاب ـ در آثار
متنوعی که خلق کرده اند؛ به جایگاه، هویت و درونیات زن
ایرانی پرداخته اند، اما هیچ کدام به اندازه پارسی پور
در بیان احساسات و تجربیات...
[ مطلب کامل ]
|
 |
نگاهی به مجموعه «گرما
در سال صفر»
عاطفه
نميدانم تاريخ داستان ها براي چه زماني
است.ميدانم آويزه هاي بلور يا بهارآبي كاتماندو به پيش
از انقلاب برمي گردد به هرحال اين مانع نمي شود حالا كه
مي توانم درباره ي نويسنده ي محبوبم بنويسم، ننويسم.
هميشه فكر كرده ام چه گفتن از چگونه گفتن براي خانم
پارسي پور مهم تر بوده است. اما اين دليل بر....
[ مطلب کامل ]
|
 |
داستان مردان تمدن کلده
شهرنوش پارسی پور
تمدن کلده از آن نوع تمدنهایی بود که
حالت صحرایی دارند. از این رو هنگامی که مردی در آنجا به
دنیا آمد که تاز میزد آنها تصمیم گرفتن او را به
ادراهی منابع طبیعی موزهها معرفی کنند. چون او به
همراه مهُرها، سیلندرها، کتیبهها و کاشیها جزو منابع
طبیعی تلقی میشد. بگذریم از آنکه در این تمدن جنگل وجود
نداشت. چون...
[ مطلب کامل ] |
 |
داستان مردان تمدن کنعان
شهرنوش پارسی پور
در سرزمنی کنعان سه مرد بودند: یکی ریش
داشت، یکی ریشش را میترشاید، سومی تار میزد. آنان با
آن که یکدیگر را بسیار دوست میداشتند؛ از آنجایی که
امریکا بسیار دور بود، هنگامی که به یک سه راهی رسیدند
از یکدیگر خداحافظی کرده و...
[ مطلب کامل ]
|
 |
آفتابگردان، گل همیشه
عاشق
شهرنوش پارسی پور
آفتابگردان گلی است عاشق، ارزشی تزئینی
ندارد. بزرگ که می زشت است، مثل یک زن آّستن، نه شکم اما
کلهی بسیار بزرگی پیدا میکند، دانههایش که رشد
میکنند سرش میخمد گاهی آنقدر میخمد که...
[ مطلب کامل ]
|
 |
مهدخت
شهرنوش پارسی پور
باغ با ديوارهاي کاهگلي، سرسبز، پشت به
ده داده در کنار رودخانه بود و اين سو ديوار نداشت و
رودخانه حريم بود. باغ باغ آلبالو و گيلاس بود، يک خانه
نيمه روستائي نيمه شهري داشت با سه اتاق و يک حوض در جلو
آن، پر از خزه و قورباغه. دور تا دور حوض پر از...
[ مطلب کامل ] |
 |
ماجراهای ساده و کوچک
روح درخت
شهرنوش پارسی پور
آمدم از پله ها پایین و حالا در خیابان
بازوی دختر را گرفته بودم. آخر تابستان بود و خنکی آخرین
شب های شهریور شهر را پر کرده بود.دختر یله داده بود به
در ماشین و شیشه تا پایین باز بود. گیسوانش با باد
بازی...
[ مطلب کامل ]
|
 |
در خانه
شهرنوش پارسی پور
در پنجاه پارهی کوتاه و بلند، حکایت از توپی است که در
دورهی استبداد، به فرماندهی یک افسر روس، برای حمایت از
حکومت وقت و به قصد سرکوبی ایلیات با مجاهدین، بر بالای
تپهای سوار میشود، شرایطی است، اما تأثیر دلهرهانگیز
آن در میان ایلیات خیلی بزرگتر از خود آن است. دلماچوف
با قزاقهای خود در سایهی توپ ...[مطلب
کامل]
|
 |
زنانگی هستی زنده میشود
شهرنوش پارسی پور
بله، زنانگی هستی به معنای اینکه فقط من
جنس زن نیستم شما هم زن هستید. نیمی از وجود شما زنانه
هست. این نیمه را سه چهار هزار سال پیش کشتهاند. حالا
چه اتفاقی افتاده؟ این زنانگی که کشتند یا مدعی شدند که
کشته شده است دوباره دارد زنده...
[ مطلب کامل ] |