بازگشت به صفحه اول پایگاه علی آرام

                                                                                                                    صفحه‌ی اول  |   تماس  |  RSS

 

 

 

پژوهش تاريخی  [آيين]

 

   

تناسخ 

 

 

معامله

موبد پيری با مانوی ميانسال، در حضور مردم گفتگو و مباحثه میکرد. مانوی از موبد زرتشتی پرسيد: «مگر شما در روز رستاخيز دوباره زنده نمیشويد؟»

موبد: « آری، پروردگار مردمان را در روز رستاخيز دوباره زنده میکند

مانونی چهره خود را به مردم کرد، اما سخنش با موبد بود: «پس ده درهم طلا به من بده؛  روز رستاخير که دوباره زنده شدی، من بجای آن يک هزار درهم  پس خواهم داد.»

موبد پاسخ داد: «من اين درهمها را به تو میدهم، اما چگونه بدانم که هنگامی که دوباره زنده شدی در کالبد خود باشی، نه مار و کژدم و چلپاسهای؟[مارمولک]»

               

 

 

 کتاب های نويسنده

 

 

متن کامل رمان بصورت فایل پی دی اف

 رمان تاریخی «سیاوش انوشک»

 

مجموعه داستان غروب خروشخوانان

مجموعه داستان «غروب خروشخوانان»

مجموعه برای خواندن مجموعه داستانها روی عکس یا نوشته کلیک کنید

 

 

 

 

 

مجموعه داستان «هاینریش بل و نویسنده ایرانی»

«هاینریش بُل و نویسنده ایرانی»

برای خواندن تعدادی از داستانها

روی عکس یا نوشته کلیک کنید.

 

 

 

مجموعه داستان «شکار پروانه ها«

مجموعه داستان «شکار پروانه ها»

برای خواندن تعدادی از داستانها

روی عکس یا نوشته کلیک کنید

 

 

نوشته های پراکنده با مضمون «نگاه انسانی در ادبیات و زندگی«

نوشته های پراکنده

«نقد و بررسی و مقاله های پژوهشی»

دفتر اول: نقد و بررسی ادبیات داستانی

برای خواندن روی عکس کلیک کنید.

 

 

 

  • قربانی «رمان»

  • بزودی منتشر می شود

  •  

تناسخ از ديرباز مقبوليت گسترده اى ميان مردم

داشته و اكنون نيز دارد.

بی گمان نخستين کسانی که به اين نظريه گرويدند، آريايی های کوچنده به هند بودند. انديشه ای که بعدها پايه و اساس اصلى و جوهره فلسفه ی هندوييسم گرديد. انتقال ارواح يا تناسخ که هندوان به آن سمساره می گويند، بر اين عقيده است که روح آدمی در هنگام مرگ در همه ی احوال يك سلسله توالد و تجديد حيات را طى می کند و پياپى از عالمی به عالمی ديگر درآمده و در كسوت هر حيات دوره ی خود را طى كرده و سرانجام در زمان مرگ؛ بار ديگر به پيكر و کالبدی ديگر منتقل می شود و جامه ی نوين می پوشد، ضمن اين که ضرورت ندارد هميشه در عرض يك سطح واحد موجود باشد، بلكه ممكن است در زمانى محدود در عوالم گوناگون حلول کند، به طور مثال گاه در گياهان و جمادات و زمانى در حيوانات؛ جانوران و... يا روان فرد عامی در كالبد برهمنى درآيد. تا روزی که روح در مقامی جاويدان در عالم بالا با او محشور شود، يا اين که در مقام پايين سرنگون شود و تا ابد آنجا بسر برد.

اين نظريه به طور مشخص، نخستين بار توسط انديشه های مانی پيامبر ايرانی ميان ايرانيان گسترش پيدا کرد و پس از اسلام نيز پارسايان، علی اللهی ها و معتقدان به وحدت وجود، مروج اين عقيده در اشکال منحصر به فرد خود بودند. چنان که مولانا معتقد بود؛ مشايخ همه يکی و حاصل انتقال روح در بدن های مختلف هستند.

شايد بتوان گفت نظريه ی تناسخ؛ راه حلی منحصر به خود برای تكامل نفس است، فرايندی كه با بينش دينى؛ جهان را صحنه ای مملو از درد، رنج، اندوه، گناه و حرمان ترسيم می کند و بر اين باور است درد و رنجي كه مي کشيم لزوماً پاسخ گناهان ما در اين دنيا نيست، بلکه كردارمان در زندگى پيشين است.

از آنجايي که انسان در آفرينش، پی در پی تاوان

اعمال گذشته خود را پس می دهد، با هر بار حلول و خلق جديد؛ تصفيه و تزکيه می يابد تا روزی که بتواند به مقام اعلی بپيوندد. به عبارتی اين عقيده می خواهد راه حلى برای پاره ای از مسايل شرور در اختيار بشر بگذارد.

با توجه به اين که زرتشتیان به شدت با اين نظریه مخالف بودند و از طرفی مانویان نه تنها به آن باور داشتند که با سعی تمام در گسترش آن میکوشیدند. و همین امر باعث مجادلات و بحث‌های فراوانی ميان اين دو کیش شده است که گاه تنش‌ها و برخوردهایی نيز همراه داشته است.

حکایت بالا؛ اشاره‌ای به این موضوع است. ضمن این که اين حکایت به گونه‌های دیگری نیز روایت شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     نظر خوانندگان

بازگشت به فهرست مطالب

 

 

                               

کلیه حقوق این سایت متعلق است به  ع.ر عطاران «آرام» و هرگونه استفاده از سايت بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد.