بازگشت به صفحه اول پایگاه علی آرام

                                                                                                                    صفحه‌ی اول  |   تماس  |  RSS

 

 

 

 

   

  «روش شناختی» در تاریخ نگاری

 

پژوهش و تحقیق: سلسله مباحثی در باره «علم تاریخ و فلسفه تاریخ»

 

               

 

 

 کتاب های نويسنده

 

 

متن کامل رمان بصورت فایل پی دی اف

 رمان تاریخی «سیاوش انوشک»

 

مجموعه داستان غروب خروشخوانان

مجموعه داستان «غروب خروشخوانان»

مجموعه برای خواندن مجموعه داستانها روی عکس یا نوشته کلیک کنید

 

 

 

 

 

مجموعه داستان «هاینریش بل و نویسنده ایرانی»

«هاینریش بُل و نویسنده ایرانی»

برای خواندن تعدادی از داستانها

روی عکس یا نوشته کلیک کنید.

 

 

 

مجموعه داستان «شکار پروانه ها«

مجموعه داستان «شکار پروانه ها»

برای خواندن تعدادی از داستانها

روی عکس یا نوشته کلیک کنید

 

 

نوشته های پراکنده با مضمون «نگاه انسانی در ادبیات و زندگی«

نوشته های پراکنده

«نقد و بررسی و مقاله های پژوهشی»

دفتر اول: نقد و بررسی ادبیات داستانی

برای خواندن روی عکس کلیک کنید.

 

 

 

  • قربانی «رمان»

  • بزودی منتشر می شود

  •  

 

توضیح: این سلسله مباحث همگی پیرامون دو موضوع است: «علم تاریخ» چیست؟ و «فلسفه تاریخ» چیست؟

از آنجا که کنکاش در باره این موضوع؛ علاوه بر روشن شدن به انگیزه پژوهش های تاریخی که طی سالیان دور به آن مشغول بوده ام، عاملی برای آشنایی علاقمندان و دوستداران تاریخ شود.

 

 

کوشش برای درک ماهیت تاریخ و شناخت زندگی مردمی که در گذشته می زیستند؛ به شکلی عقلی و علمی از مهمترین دلایل طرح این مباحث است.

  «نویسنده»

 

روش شناختی:

از آنجا که در بررسی تاریخی ـ به ويژه وقایع مهم اجتماعی ـ؛ داشتن روش پژوهش و مهمتر شناخت روش‏ها و شیوه‏های تحقیق ضروری است. به عبارتی پژوهشگر زمانی میتواند؛ به چگونگی زندگی گذشتگان و آن جوامع پی ببرد و دریابد؛ دارای چه عقاید و باورهایی بودهاند، ـ چه آرایی اعم از: دینی، سیاسی، فلسفی، علمی و اجتماعی و... داشتهاند و یا طبقات گوناگون جامعه و نهادها و نحوه حکومت داری و اداره جامعه چگونه بوده است و در یک معنای کلی؛ مردم چگونه زندگی می کردهاند، که از متد و روش تحقیق علمی سود ببرد.

از آنجا که کشف و شناخت ما از حقایق و واقعیتهای تاریخی؛ نسبی است و کشف حقیقت در یک پروسه نامعین و نامشخص قابل دسترسی است، داشتن روش پژوهش علاوه بهترین ابزاری است که ما را به حقیقت نزدیک میکند؛ نیز سرمایه غنی است، که دیگران با کمک آن میتوانند این راه را ادامه دهند.

اما چگونه میتوان به یک عمل اجتماعی یا رویداد تاریخی؛ مبنای علمی بخشید؟ پیش از هر چیز؛ بايد بدانیم بررسی تاریخ و گذشته؛ نه نقالی است و نه شرح اتفاقات و رویدادهای مردمی که در گذشته زندگی میکردهاند. برای همین بخش افزونی از کسانی که در گذشته اقدام به تاریخ نویسی کردهاند؛ با تعریف علمی دنیای امروز؛ در زمره مورخ محسوب نمیشوند. اینان کسانی هستند که به بازگویی و بازنویسی گذشته پرداختهاند. ـ گرچه این به معنای نفی کار آنان نیست، چون بیشتر آگاهی ما از گذشته؛ با تلاش همین مورخان میسر است.

اما کافی است در نظر بگیریم؛ در این زمان با وجود پیشرفت تکنولوژی؛ در یکی از شهرهای بزرگ تصادفی رخ دهد. اگر حتا گروه کثیری هم از نزدیک و از همان ابتدا شاهد این تصادف باشند؛ اگر روایت همه این افراد را مکتوب کنیم. ـ حتا اگر با ابزاری هم مانند دوربین و عکس و ... این حادثه را ثبت کنیم. ـ باز هم علاوه بر این که هیچکدام از این روایتها صددرصد مطابق واقعیت نمیباشد که در بیشتر موارد با روایت های ضد و نقیض مواجه خواهیم بود. در چنین شرایطی تنها گزارش روایت کارشناسی مأموری که به شیوه علمی اقدام به بررسی این تصادف بپردازد ـ با گذاشتن کنار هم روایات و مدارک و مستندات ـ ارزش و اعتبار علمی دارد. گزارشی که شاید همه حقایق را نتواند روشن سازد، اما بیش از هر روایتی به واقعیت نزدیک است.

برای هر تحقیق و پژوهشی؛ در مرتبه نخست گردآوری و به دست آوردن منابع و فاکت ها اهمیت دارد. و تا زمانی که پژوهشگر نتواند اطلاعات لازم و کافی در باره واقعه و رویدادی به دست بیاورد؛ نتیجه کارش ارزش علمی کمتری دارد. این منابع را در یک جمعبندی کلی میتوان به سه دسته تقسیم کرد:

نخست: منابعی که به دلیل دست اول بودن؛ در زمره سنگ بنای کار محسوب میشود. مانند سنگ نوشتهها و آثار مکشوفه زیر خاک؛ اعم از سکهها و دیگر آثاری که بدون واسطه نسلهای بعدی است.

دوم: منابع شفاهی و روایی؛ اعم از اساطیر، حکایتها، افسانهها و ... یا نوشتههای مذهبی و دینی ـ آنچه بصورت نوشتاری مانده یا توسط پیروان بعدی تنظیم شده است ـ و تذکرهنویسی و سیاحتنامهها و به طور کلی آثاری که گرچه با نیت بازگویی تاریخ نوشته نشده است؛ اما آگاهیهای غنی و ارزشمند تاریخی در دل آن نهفته است.

سوم: منابعی که با هدف تاریخنگاری نوشته است. چه به طور مستقیم ـ مانند این که مورخ خود در بطن واقعه یا رویدادی حضور داشته باشد. ـ یا با جمعآوری اخبار و نقل قول از راویان دیگر اقدام به این کار کرده است.

در این مرحله نیاز است که این منابع نخست طبقه بندی شوند. ـ حتا اگر صددرصد دست اول ـ باشد؛ باز چون توسط اشخاص ثالث و به اراده فرد یا افرادی انجام گرفته است؛ ـ این طبقه بندی واجب است. بدین معنا که هر منبع و فاکت دارای چه ويژگیهایی است. این که «اثباتی» است.  ـ یعنی جنبه اثبات کنندگی دارد. ـ  یا «سلبی» ـ رد کننده ـ است. حتا لازم است به نوع گرایش آنها توجه کرد. آیا گرایش به قدرت حاکمه دارد؛ یا طبقه و اقشار خاصی. جنبه اخلاقی، آرمان گرایانه، اراده گرایانه، جبرگرایانه و... هر کدام از این موارد به تفکیک بایستی بررسی شود؛ سپس با توجه به عامل: تکوینی، منطقی و علمی به بررسی آن فاکت پرداخته شود.

تکوینی: بررسی تکوینی یک فاکت؛ ما را با خبر می‌سازد که جریان از کجا آغاز شده، چه مراحلی را گذرانده که اینک به اینجا رسیده است.

منطقی: بررسی منطقی فاکتها؛ به علل و معلول وقایع میپردازد که هر واقعهای به چه علت یا عللی روی داد است.

علمی:به بررسی و مبنای علمی هر فاکتی میپردازد. به عبارتی در این نوع بررسی: عواملی غیر علمی مانند: خرافات، عوامل ماورالطبیعه، نیروهای غیبی و هر گونه حواشی که باورپذیری را دچار تردید میکند؛ کنار گذاشته میشود.

پس می‌بینیم که تنها  گردآوری فاکتها و منابع به تنهایی کافی نیست، بلکه وظیفه و کار پژوهشگر؛ بررسی همه جانبه فاکتها و تحلیل و بهینه سازی آن ـ بر اساس سیر منطقی؛ تکوینی و علمی ـ است تا جایی که این تحلیل قوام پیدا کند و به مثابه «نظریه» خودش را نشان دهد.

اما رسیدن به این بخش از دشوارترین مراحل کار پژوهشگر است. از آنجایی که تبیین این بحث؛ خود بخش مستقلی است، جداگانه به آن میپردازم.

 

 

 

                                                        تابستان  1387 ـ آلمان

 

 

 

 

     نظر خوانندگان

 

 

 

 

بازگشت به فهرست مطالب

 

 

                               

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد  است