نامه مهرهرمز ـ شماره 2 ـ ويژه غلامحسین ساعدی

 

پیوند به خانه علی آرام

 

 

 

 

 

 

   

 

تحلیلی در باره آیین «یزیدی»

علیرضا عطاران «آرام»

 

 


یزیدی‌ها ظاهرا شاخه‌ای از افراطیون گنوسیان (1) هستند. ولی چون از مبانی فلسفی گنوسی بریده شدند، عقایدشان عوامانه و تهی از بار فلسفی گردید.

شاید بتوان جدی ترین مبلغ و داعی این طریقت را ابوالفتح احمدابن محمد الغزاعی برادر محمد غزالی دانست.

او که سخنگوی توانا و واعظی زبان‌آور بود به بغداد رفت و در سخنوری راهی نو پیش گرفت، باین معنی که وی پیوسته مدعی شد، از ابلیس تجلیل می‌کرد که هر کسی باید ابلیس را سرور موحدین شمارد. سپس روزی در منبر گفت که هر کسی که توحید را از ابلیس یاد نگیرد زندیق است، زیرا که به او فرمان رسید که به آدم سجده کند، وی این دستور را نپذیرفت و گفت من جز به سرور خودم به کسی نماز نبرم و جز در درگاه خدا جایی تعظیم نمی‌کنم.

روزی دیگر گفت: «موسی خواست خداوند را ببیند؛ پاسخ رسید که تو هرگز مرا نخواهی دید

آری طرز کار خدا این چنین است آدم را بر می گزیند و سپس روسیاهش می کند و از بهشت می‌راند. موسی را به کوه طور دعوت می‌کند و سپس دشمنان را روی بر می‌انگیزد. این است رفتار خدا با دوستان، پس وای به حال دشمنان. (2)

احمد تیمور پاشا در رساله‌ای که به نام «الیزیدیه و منشا نحلثهم (قاهره، 1352 ق)» نوشته و مدعی است: «یزیدی‌ها گروهی از صوفیان بودند که آن چنانکه ابوحفض عمر در عوارف المعارف در باره‌ی آنان گفته است، از ابلیس هواخواهی می‌کنند وی را از گناهی که سرزده یعنی نافرمانی در مورد سجده به آدم تبرئه می کنند.»

آنان شیطان را  ملک طاووس خوانند و معتقدند: «خداوند در یوم ام الاحد فرشته ای آفرید و نام وی را عزازیل گذاشت

 و در داستان‌های پیغمبران گفته شده: «ابلیس در آسمان هفتم در کار عبادت کوشا بود و جهد و تلاش وافری می‌کرد، چنانکه در آسمان‌ها و زمین یک وجب نماند مگر اینکه وی در آنجا به خداوند سجده نکرده باشد

باین دلیل وی را طاووس فرشتگاه گفتند، ابلیس سرور کروبیان و روحانیان و رئیس گنجوران بهشت بود.در باره‌ی یزیدی‌ها از قول جلال نوری آمده است:

«گروه‌هایی از یزیدی‌ها در استان‌های حلب و دیار بکر «شهرستان شیخان» (در حدود 16000 ) نفر زندگی می‌کنند، شماره آن‌ها در گذشته بیشتر بوده ولی عثمانی‌ها چندین بار به کشتار دسته جمعی آنها دست زده‌اند.»

نوری که ظاهرا از عمال عثمانی‌ها بوده؛ از یزیدی‌ها بدگویی می‌کند و نزد مقامات آنها را شیطان پرست ساکن سنجار می‌نامد که مردمی خشن و بی‌رحم هستند و با همه پیروان کیش‌ها دشمنی می‌ورزند و به آنها حمله می‌کنند، سپس این بدگویی خود را ادامه می‌دهد و که آنها: «به کاروانیان و مسافران حمله کرده و از آنها خاوه! (حق اخوت!) مطالبه می کنند.»

سپس از عقاید آنان می‌گوید: «خداوند در آغاز کار آفرینش طوطی را آفرید و سپس از پرهای آن کوه‌ها و رودها و از نقش وی فضا و از دودش آسمان را پرداخت.

سپس ایزد سقف آسمانها را بی آنکه نیازی به ستون و تیر داشته باشد برافراشت. و با جوهر خود آفتاب و ماه و سپیده دم و شفق و ستاره‌ی سحر و اختران و هفت آسمان را بوجود آورد. سپس هفت فرشته آفرید که هرکدام جلوه ای از وجود خدا هستند

نخستین و بزرگترین فرشته‌ها شیطان بود که به گناه خودپسندی به دوزخ فرستاده شد. شیطان هفت هزار سال در دوزخ ماند و با اشک خو هفت کوزه را پر کرد.

خداوند شیطان را بخشید و سپس چون فرشته‌ها عصیان کرده بودند شیطان را رئیس آنان کرد و ملک طاوس لقب داد و وی را با خود برابر گرفت

سپس آدم و حوا آفریده شدند ولی پس از ده هزار سال نژادشان از میان رفت و جن ها جانشین آن‌ها شدند و این جریان پنج بار تکرار شد.

آدم و حوای واقعی هنگامی که آفریده شدند در بهشت جایگزین بودند ولی شیطان که نیمی از آن خدا و نیمی دیگر اهریمن است به خدا گفت سرتاسر زمین از سکنه خالی است

و تو آدم را در بهشت جا داده‌ای، وسوسه‌های شیطان مؤثر شد و از میوه‌ی شجره‌ی ممنوعه چشید و به زمین افکنده شد

دولت عثمانی تحت تأثیر این بدگویی و برای اخذ مالیات، آنان را یاغی قلمداد کرده و در سال 1190 ق طی چند بار حمله، گروه کثیری از آن ها کشت و نابود کرد. سپس ولایات آنها را خراب و حتا زیارتگاه گورگاه شیخ عدی را ویران کرد

گرچه بعدها، جلال نوری از عقاید خود برگشت و سعی کرد تا حدی واقعیت را بنویسد که: «یزیدیان زحمتکشانی هستند که اغلب کشاورزی می‌کنند و از صداقت و درستی خاصی برخورداند. آنها هرگز بدقولی نمی کنند و خلف وعده از آنها سر نمی زند.

آنان در سرزمین‌های کوهستانی کردستان زندگی می‌کنند و مردانی بلند بالا و نیرومند هستند، ضمن اینکه از کسانی که به آنها پناه ببرند، تا پای جان حمایت می‌کنند.» (3)

یزیدی‌ها دو کتاب مقدس دارند: رش و جلوه (4)   آنان این دو کتاب را به کسی نشان نمی‌دهند و می‌گویند این کتاب‌ها در جریان پیش‌آمدها از میان رفته است.

جلال نوری معنقد است که در پاره‌ای از راه و رسم‌های یزیدی‌گری آثار دین مسیح و  در پاره ای دیگر آثار یهود و نیز ثنویت زرتشتی دیده می شود.

 

سلسله مراتب پیشوایان یزیدی:

میرها: که به عقیده یزیدی ها، از بازماندگان شیخ عدی و در ردیف سروران یزیدی ها هستند.

ـ سالخوردگان: عهده دار تشریفات مذهبی هستند، پیرها و شیخ‌ها مراسم عروسی و روزه و نامزدی را اداره می‌کنند

ـ مقامات و عناوینی چند که به آنها «کوچک» یا گوگچک و نیز «قورال» گفته می شود.

ـ فقیران آخرین دسته از یزیدیان هستند که در نظر یزیدیان مقدس هستند و با گدایی و کمک دیگران زندگی می کنند.

 

نشریفات و آیین و مراسم:

ـ از تشریفات مهم آنان زیارت ملک طاوس است که مظهر شیطان است و بشکل خروس ساخته شده، ملک طاوس را در آبادی‌ها می گردانند و مردم به زیارت آن می شتابند. ـ این مراسم با رقص و سماع توام است

ـ شیخ عدی در نظر یزیدی‌ها همتا و انباز ملک طاوس و یزدان است.

ـ بچه ها را در اول نوروز غسل تمعید مانندی می دهند.

ـ یزیدی ها از دیدن مسلمانان در حال نماز پرهیز می کنند و به مسجد نمی روند.

ـ یزیدی ها کرباس (5) کلیساها  را می بوسند.

ـ یزیدیان از بر زبان آوردن واژه: ابلیس، رجیم، شیطان، اهریمن و  هر چه که آن را تداعی کنند، پرهیز می کنند.

ابن العماد در شدزات الذهب (جلد 3 ج 149) می‌گوید: «یزیدی‌ها پرستش شیطان را جانشین پرستش خدا کردند، و دلیل آورده که خداوند به اقتضای سرشت و نهاد خود؛ خوبی را دوست دارد و نیازی برای راضی کردن و پرستش وی در میان نیست، ولی شیطان آن چنان موجودی است که بنیادش بر بدی و خوبی (6) است و ناچار ـ برای رفع شر ـ باید وی را پرستید و وسائل خرسندی او را فراهم ساخت

 

 

پی نوشت:

ــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ آيين گنوسی نوعی عرفان بود؛  متأثر از اندیشه مسیح و اندکی پس از مرگش در باختر شيوع شد. گنوسی دارای نحله‌های گوناگون و متنوعی گردید، بطوریکه تلخیص و شرح آراء آن آسان نیست، ضمن اینکه پیشوایان متعددی داشته و هر یک عرفان ویژه‌ای برای خود داشته‌اند. از جمله طريقت حروفیان و نیز یزیدی‌ها را می‌توان از شعبه‌های افراطی گنوسی برشمرد.

2 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید.

3 ـ کتاب  Le diable Promu Deiu تألیف جلال نوری [چاپ اسلامبول 1910 میلادی]

4 ـ مصحف «رش» یعنی کتاب «سیاه». به عبارتی رش به کردی یعنی سیاه.

5 ـ کریاس به معنای: در، درگاه، راهرو، بالاخانه، حیاط ؛ صحن و محراب است، اما گویا منظور نویسنده باید محراب یا صحن باشد.

6 ـ او عقیده داشت که خداوند توانایی برای آفرینش بدی و پلیدی ندارد ولی شیطان هم بدی و هم خوبی را می‌آفریند.

 

 

 

[بازگشت به فهرست مطالب]

 

 

 

 

 صفحه‌ی اول سایت |   تماس  |  RSS

 

 

 

 

ادیان  | آیین | یزیدی ها 

بازگشت به صفحه وب نوشت ها

آثار و کتاب ها

داستان

داستان تاریخی

خاطره ـ حکایت

نقد ادبیات

نقد داستان

مقاله ـ تحلیل

گزارش ـ گفتگو

نثر کلاسیک

پژوهش تاریخی

دین ـ آیین

فولکور ـ فرهنگ عامه

آلبوم عکس