نامه مهرهرمز ـ شماره 2 ـ ويژه غلامحسین ساعدی

 

پیوند به خانه علی آرام

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 

جایگاه منتقد در متون کلاسیک 

 نویسنده: شمس الدین محمد بن قیس رازی   

تصحیح و گردآوری: محمد تقی مدرس رضوی   

به کوشش: علیرضا عطاران «آرام»

 

 

 

شمس الدین محمد بن قیس رازی گوید:

بيشتر شعرا بر آن باشند که نقد شعر شاعران مجید (بزرگوار) توانند کرد و جز ایشان را نرسد که در رَد و عیب آن سخن گوید و این غلط است. از بهر آن که مثل شاعر در نظم سخن، همچون استاد نسّاج است که جامه های متقوَم (گرانبها) بافد و نقوش مختلف و شاخ و برگهای لطیف و گزارشهای دقیق و دوال های (نوارهای) شیرین در آن پدید آرد. اما واقعیت آن جز سمساران و بزّازان که جامه های بیش بها (گرانبها) از هر نوع و متاع هر ولایت بردست ایشان بسیار گذشته باشد، نتوانند کرد... و هیچ کس جولاء (بافنده) را نگوید که بهای این جامه بکن (برآورد بکن) و جولاء (بافنده) اگر بهای جامهء خویش کند از حساب ریسمان و ابریشم و زر رشته و روزگار عمل خویش در نتواند گذشت و لطف جامه و شیرینی و زیبایی آن نتواند دانست الاّ که بَزّازی کرده باشد و جامه شناس شده. پس قول او اگر بشنوند بجهت بَزّازی و سمساری شنوند نه از روی جولاء گی (بافندگی) و جامه بافی. چه هر کس که چیزی را بر هيأت اجتماعی بیند و مستعمل آن بر آن هیأت بوده باشد جودت (نیکو شدن) و رداء ت (دوزنده ردا و بالاپوش) آن بهتر از پردازندهء آن داند که به ترکیب مفردات آن، آن را از قوّت به فعل آورده باشد و نیز شاعر نظم سخن به شهوت طبع خویش کند و شعر بر وفق حاجت و لایق صورت واقعه گوید و ناقد اختیار آن برای نیکویی لفظ و معنی کند و فرق بسیارست میان آنچه بشهوت و خوش آمد طلبند و آنچه برای نیکویی و ستودگی خواهند....»

 

 

منبع:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

[المعجم فی معاییر اشعار الچم]

تصحیح «محمد تقی مدّرس رضوی»

ترجمه «غلامحسین یوسفی»

 

 

 

 


 

بازگشت به فهرست مطالب

 

 

 صفحه‌ی اول سایت |   تماس  |  RSS

 

 

 

 

نثر پارسی در گذر تاریخ

 

بازگشت به صفحه وب نوشت ها

آثار و کتاب ها

داستان

داستان تاریخی

خاطره ـ حکایت

نقد ادبیات

نقد داستان

مقاله ـ تحلیل

گزارش ـ گفتگو

نثر کلاسیک

پژوهش تاریخی

دین ـ آیین

فولکور ـ فرهنگ عامه

آلبوم عکس