نامه مهرهرمز ـ شماره 2 ـ ويژه غلامحسین ساعدی

 

پیوند به خانه علی آرام

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 

درس خواندن در دبستان

 نویسنده: رستم التواریخ  

تصحیح و گردآوری: علی اصغر خبره زاده  

به کوشش: علیرضا عطاران «آرام»

 

 

 

معرفی:

در مدارس قديمی ـ دوران قاجاريه ـ يکی از وظايف مبصرها که آنان را «خليفه» میناميدند، اين بوده که مواظب باشند شاگردها دوتايی با هم به مستراح نروند؛ مبادا لواط کنند.

 کتاب «رستم التواريخ» که از سوی محمدهاشم ملقب به «رستمالحکما» در اوايل سلطنت قاجاريه؛ تأليف گرديده است، صرف نظر از اطلاعات تاريخی فراوان ـ گرچه گاه با اشتباهاتی نيز همراه است، ـ دو ويژگی ممتاز دیگر دارد.

نخست: دارای اطلاعات ارزنده و جزييات دقيقی از زندگی مردم و جامعه دوران زنديه و قاجاريه است.

دوم    : نثری روان و بدون شرح و تفسیرهای طولانی دارد و تا حدی به زبان محاوره نزديک است.

بخش کوتاهی را به نام «درس خواندن در دبستان» را که توسط دکتر علی اصغر خبرهزاده تصيح و ويرايش گرديده انتخاب کردم.

 

در آن زمان اين طالب حق، هفده ساله بودم و در دبستان مشغول به درس خواندن بودم و از جانب مرحمت پناه، معلم، نايب و خليفه در مدرس و مکتب بودم و تخمينا به قدر هفتاد نفر از اميرزادگان و وزيرزادگان و عالمزادگان و کدخدازادگان و حاجی زادگان، همه با حسن و جمال، همه با جاه و جلال، همه با لطف و صفا، همه با شرم و حيا، بندهوار و سرافکنده و با خفض جناح [وقار و آرامی] و خوف و تشويق، در تحت امر و نهيام بودند و با کمال وقوف متوجه درس و مشق ايشان بودم.

مرحوم معلم ده نفر از اهل مکتب را، به جهت اين طالب حق، عملهی گيرودار و زدن و بستن مقرر داشت، و اين طالب حق نظامی برپا نمود که هر کدام از اطفال که بامداد درس خواندند و تا آخر روز روان ننموده باشند، در وقت خواندن اگر غلط بخوانند، غلطی ده چوب بر پای ايشان زده شود، و اگر بد بنويسند، ده چوب به کف دستشان زده شود؛ از برای رفتن و آمدن اطفال به بيتالخلا، [مستراح] که مبادا دو نفر از عقب همديگر بروند و فعل و انفعالی در ميان ايشان واقع شود؛ و هر وقت که به بيتالخلا خواهند روند، به انگشت کوچک اشاره نمايند و رخصت خواهند؛ و آب اگر خواهند بنوشند، به انگشت سبابه اشاره نمايند و رخصت طلبند؛ و قدغن نمودم که در وقتی که جناب معلم حضور ندارد، هر کس که داخل مکتب بشود، او را بشدت تمام بزنند و از مکتب بيرون نمايند، چه اگر رفيق مصاحبت معلم باشد.

 

 

 

 

 


 

بازگشت به فهرست مطالب

 

 

 صفحه‌ی اول سایت |   تماس  |  RSS

 

 

 

 

نثر پارسی در گذر تاریخ

 

بازگشت به صفحه وب نوشت ها

آثار و کتاب ها

داستان

داستان تاریخی

خاطره ـ حکایت

نقد ادبیات

نقد داستان

مقاله ـ تحلیل

گزارش ـ گفتگو

نثر کلاسیک

پژوهش تاریخی

دین ـ آیین

فولکور ـ فرهنگ عامه

آلبوم عکس