Darvishian - Ali,ashraf  

درویشیان ـ علی اشرف

 

 

آشنايی:

 

ـ سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ خورشیدی . در كوچه علاقه بندها . کرمانشاه،  نزدیك تیمچه ملاعباسعلی، پشت سرباز خانه شهری متولد شد.

۱۳۳۸ ـ  فارغ التحصیل از دانشسرای عقیدتی كرمانشاه وآموزگاری در روستاهای كردنشین گیلانغرب و شاه آبادغرب

۱۳۴۸ ـفارغ التحصیل از دانشگاه تهران در رشته ادبیات فارسی و روانشناسی تربیتی و از دانشسراهایی در رشته مشاوره و راهنمایی تحصیلی

ـ 1350دستگيری و زندان


 

  • آثار:

  •  

    • از ندارد تا دارا (مجموعه داستان)
    • کتاب بیستون (جنگ)
    • از این ولایت
    • آبشوران (مجموعه داستان)
    • فصل نان
    • همراه آهنگ های بابام
    • گل طلا و کلاش قرمز (داستان کودکان)
    • ابر سیاه هزار چشم (داستان کودکان)
    • رنگینه (داستان کودکان)
    • روزنامه دیواری مدرسه ما (کودکان و نوجوانان)
    • کی برمی گردی داداش جان (کودکان و نوجوانان)
    • آتش در کتابخانه بچه ها (کودکان و نوجوانان)
    • چون و چرا
    • داستان های محبوب من
    • سلول ۱۸
    • سی و دو سال مقاومت در زندان های شاه: خاطرات صفر خان (صفر قهرمانیان)
    • افسانه‌ها و متل های کردی
    • سال های ابری (رمان)
    • درشتی (مجموعه داستان)
    • فرهنگ افسانه‌های ایران (مجموعه ۲۰ جلدی با همکاری رضا خندان مهابادی)
    • داستان های محبوب من (نقد و بررسی داستان های ایران، ۷ جلد- جلدهای ۱ تا ۵ با همکاری رضا خندان مهابادی)
    • واژه نامه گویش کرمانشاهی
    • خاطرات صفرخان (صفر قهرمانی)
    • یادمان صمد (صمد بهرنگی)
    • شب آبستن است (مجموعه داستان)

     

     

    نگاهی به آثار نویسنده:

    بهار همه جا نشسته بود. باد بوی تلخ شکوفه بادام کوهی می آورد. صورتش گل انداخته بود و به زیبایی و ظرافت نانی نازک، شده بود. غرشی بیشه را لرزاند. چند شکوفه از درخت بادام کوهی پرپر زد و روی زمین ریخت. سلیمه هراسان از جا پرید. سه هواپیما اوج می گرفتند. در پس تپه ای غبار انفجاری در هوا پهن می شد. بوی بد و ناآشنایی جای بوی تلخ شکوفه های بادام را می گرفت.

    [از متن کتاب  «درشتی» ]


     

     

    سلول 18

    این رمان نخستین بار در سال 1358 منتشر شد، از جمله رمانهای وقایع نگار اوست که تجربیات درویشیان را در سالهای پیش از انقلاب و در کوران درگیریهای سیاسی به تصویر کشیده است. درویشیان که خود بارها به جرم فعالیت علیه رژیم پهلوی به زندان افتاده بود، در اغلب رمانها و داستانهایش نظیر "سالهای ابری" و "از این ولایت" و... خاطرات خود را از سالهای زندان به رشته تحریر درآورده است. برخی اثار او به زبانهای مختلف از جمله ترکی ترجمه شده است. هاشم خسروشاهی از جمله مترجمان آثار او به ترکی است.

     

     

     

    سال های ابری

    رويدادهاي این رمان بين سال هاي 1320 تا بهمن ماه 1357 خورشيدي يعني سقوط رژيم پهلوي است.  

     

    قسمتي از متن كتاب:

    جيغ، جيغ، جيغ مادرم اتاق را پر كرده است.

    دايي سليم، دايي كوچك من، به پشت بام مي رود و داد مي زند.

    - يا قريب الفرج يا الله... بنده را از بنده بكن سوا... صدايش لرزان و سرماخورده است.

    فريادش در تاريكي، در پشت بام هاي دور و نزديك، به آسمان و به ستاره ها مي رسد.

    - بنده را از بنده بكن سوا... بكن سوا... بكن سوا... بهار تازه از راه رسيده اما هوا هنوز سوز دارد.

    تا چانه زير لحاف تپيده ام، بهار، زير لحافم سريده و قلقلكم مي دهد. دارم چرت مي زنم. نه اينكه خواب باشم. خواب و بيدارم. بيرون از پنجره اي كه تا كف اتاق مي رسد، توي حصار، هوا تاريك است؛ مثل سرمه، چشم، چشم را نمي بيند. دود اسفند و كندر سرتاسر اتاق را پوشانده و من از لابه لاي پرده دود تقلا مي كنم كه چهار چشمي همه چيز را ببينم.

    زن ها با شتاب به اين طرف و آن طرف مي دوند. لطيف، برادر كوچكم، كنار من خوابيده. بيني اش فس فس مي كند. دندان هايش را به هم مي سايد و چنان دندان قروچه اي در گوشم مي پيچد كه دلم به تاپ تاپ مي افتد و....

     

 

                داستان [قبر گبری را اینجا بخوانید

                داستان [ظلم آباد]  را اینجا بخوانید   

                داستان [باغچه ی کوچک]  را اینجا بخوانید   

 


 

 

 

 

 

 

 

 

بازگشت به فهرست مطالب

 

 

                               

                        کلیه حقوق این سایت متعلق به  علیرضا عطاران «آرام» است و  استفاده از آن  یا ذکر منبع مجاز می باشد.