برای خواندن روی آن کلیک کنید


صفحه اصلی   | تماس   |   RSS



سایت های وابسته





مجموعه داستان کوتاه

شکار پروانه ها


« مجموعه داستان»



« مشخصات کتاب»


* تعداد صفحه: 98
* نشر: گردون (برلین ـ آلمان)
* شابک: 5-30-938406-3
* قطع کتاب: رقعی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


« تعدادی از داستان های کتاب»

شکار پروانه ها

بازی خطرناک

اگر عدالتی وجود داشت

عاشقی که سنگباران شد

طعمه در مسیر قربانی





از مقدمه کتاب:

«در زندگی اصلا" پول و ماديات برايم مهم نبودند. هيچ وقت عاشق نشدم، و هرگز به زنی دلبسته نشدم. گرچه اعتراف میکنم زنم را دوست دارم، اما کتابها، نوشتهها، و آلبومهايم را بيشتر از زنم دوست دارم. اصلا" اگر زنم را دوست دارم برای اين است که هميشه سعی کرده آنها را برايم حفظ کند. اين خودخواهی و ديوانگی را خودش هم میداند.»

نوشتن در باره علی‌رضا عطاران از اين جهت برايم دشوار است که هر وقت با او حرف زده‌ام چيزی جز کتابش، داستانش، و نوشته‌اش نگفته‌ايم، و از اين داستان‌نويس که آرام می‌نمايد و يک شورشی است، من البته انتظار شکاهکار دارم. اگر احساس رضايت کند از خويش که بهترين داستان‌نويس است، همانجا کارش تمام خواهد شد، و خود اين را می‌داند، و من نيز می‌دانم که از تلاش وا نمی‌ماند، می‌دود، می‌نويسد، حرص می‌خورد، صبر می‌کند، خود را به در و ديوار می‌زند.
بزند، بدود، درد بکشد، بزايد، نخست خانه‌اش را فتح کند، محله را با خبر سازد، در کشورش بدرخشد، برای همسايه‌ها داستان بگويد، و آنگاه در جهانی که هستيم با بزرگان ادب مچ بزند.
اين بازی که او آغاز کرده قاعده دارد، و گام اولش خواندن و نوشتن و کشف مدام است. قصه را مادربزرگ من هم بسيار می‌گفت، و بسيار خوب می‌گفت، اما داستان نوشتن کاری جان‌فرساست.
اين چيزها را علی آرام می‌داند، و راست می‌گويد که پول و ماديات براش مهم نيست. من او را خوب می‌شناسم. آدمی بزرگ‌منش است، صبور و آرام.
کار می‌کند پول در می‌آورد، و با کم و زيادش می‌سازد، اين بزرگترين ويژگی شخصيت اوست، که نگذاشته در غربت هم زير ماشين اداری و کاغذبازی خردش کنند.
کار کرده، نوشته، و نوشته تا خود را بزايد، اما دروغ می‌گويد که «هيچ وقت عاشق نشدم.» آدم اگر عاشق نباشد نمی‌تواند کاغذ سياه کند. و روشنفکر يعنی کسی که کاغذ سياه می‌کند. حتا دروغ می‌گويد که عاشق زنش نيست، وگرنه از او ياد نمی‌کرد.
من از داستان‌های علی آرام حرف نمی‌زنم که داستان خود بايد خود را بگويد. اما همان‌گونه که علی برای داريوش و پروانه فروهر گريسته تا آن لحظه‌های درد را بنويسد، خواهد گريست تا دردهای بشر را تا آنجا که می‌تواند بگريد و بنويسد.
قلمش را پرتوان و مدرن و کاشف می‌خواهم.

............................................................................ عباس معروفی



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است