آه انسان
جهان بینی و ذهنیت فلسفی «صادق چوبک»
بختکی که در این کابوس مرگبار بر ما افتاده سنگین است. متعفن و چرکین است. کشنده است باید کاری کرد کارستان ...........(آه انسان)
پیش درآمد: سالهاست که چوبک را میخوانم، بیش از چند دهه. ضمن این که وقتی داستانهای او را برای «خانه صادق چوبک» آماده میکردم، مجبور بودم دوباره و البته با دقت آنها را بخوانم، یعنی کلمه به کلمه. برای همین تصمیم گرفتم پای هر داستان مطالبی که به نظرم رسید برای خودم بنویسم و آنها را داشته باشم. و این بهانهای شد که این نوشتهها را سر و سامان بدهم و بازسازی کنم. تصمیم دارم تحلیلی جامع ـ تا جایی که توانم و اندیشهام اجازه دهد ـ در باره داستانهای چوبک آماده کنم، در باره جهانبینی و ذهنیت فلسفی او در داستانهایش. منتقدان بسیاری معتقدند «صادق چوبک» ذهنیت فلسفی نداشته و نیز گروهی او را نویسندهای ناتورال مینامند، شاید وسیلهای باشد برای کوبیدن او و بی ارج کردن آثارش. ـ گرچه نمی توان منکر تأثیر این سبک در بعضی از داستانهایش شد. ـ اما مُهر ناتورالیست زدن به او یا از ناآشنایی و نشناختن اوست یا ... همانطور که در تحلیلهایم گفته ام، «صادق چوبک» ـ برخلاف تصور رايج ـ نویسندهای بی طرف و خنثی نيست، که واقعیت بیرون را بدون بی کم و کاست منعکس کند. بلکه نگاه و ذهنیت فلسفی او ـ به نسبت کم يا زياد ـ در لابلای سطر سطر داستانهایش قابل مشاهده است. تنها او نمیخواهد دنيایی آرمانی با قهرمانانی رويايی بيافریند. پس بیش از هر چیز سعی کردهام در این مجموعه ـ که به زودی آماده میشود ـ جهانبینی و ذهنیت فلسفی او را در داستانهایش تحلیل و بررسی کنم.
• بخش هایی از مقدمه کتاب:
اومانیسم در ادبیات ـ با آن دیدگاهی که دارد، ـ چنان انسان را در کانون توجه خود قرار میدهد که تنها چهرهای آرمانی و خداگونه در کانون اندیشهاش قرار داشته باشد. در حالیکه چنين ذهنینی دیگر در ادبیات جایی ندارد. به عبارتی ادبیات آرام آرام خود را از اسارت آرمانهای جاودانه و ایدهآلهای راست و دروغین رها ساخته و ارزشهای خودساخته و در یک کلمه «انسانی» که محور همهچی شمرده میشد، از ادبیات راززدایی شده است.
اکنون دیگر از آن شخصیتهای داستانی ـ با آن تصویر خاص از انسان که بردهوار دربند ارزشها و ويژگیهای اخلاقی انسانی خاص دوران اومانیسم [که آن نیز به نوعی جانشین اخلاق مسیحیت نو شده بود.] ـ خبری نیست و به جای آن انسانِ کلی و آن قهرمانانِ آرمانی؛ انسانهایی پیدا شدند؛ همانطور که هستند. همانطور که زندگی می کنند و همانطور که وجود دارند. شاید چنین ويژگی را بتوان
نظر بدهید | لینک ثابت
[ مطلب کامل ]
|